اون رادیوی لامسب و خاموش کن ببینیم آقا جون چی میگه...
آقاجون:می گن جنگ شده!
ما:شما از کجا می دونید...
آقاجون:از رادیو شنیدم!
.
.
.
نتیجه:
همیشه این تکنولوژی است که به جای انسان سخن می گوید...
نکته انحرافی:
این بار انسان به جای تکنولوژی سخن گفت...
ای تو که خود را روشنفکر معرفی می کنی...
بدان کسی روشنفکر است که در تاریک ترین جای دنیا فکرش را روشن کرده...
نه تو که در روشن ترین جای دنیا هم فکرت یکی بود یکی نبود کار می کند...
خیلی وقته که مخم روی تختش خوابیده...
.
.
.
بالاخره از روی تختش بلند شد...
سرش گیج رفت...
منم توی کاسه ی توالت بالا آوردمش...
آخیش...
احساس سبکی می کنم...
هر کسی تو زندگیش سوار وسیله ای می شه...
من دیروز سوار اتوبوس زندگیم شدم...
خیلی خوب بود...
روی تابلوی ایستگاه اتوبوس نوشته بود...
مبدأ:بد بختی،بی چارگی،غم
مقصد:خوشبختی،عشق و حال،زندگی خوب
.
.
.
بالاخره رسیدم به مقصد
پ.ن:عکس بلاگ کاره خودمه
زندگی می کنم!