تبليغاتX
Secret Window

اون رادیوی لامسب و خاموش کن ببینیم آقا جون چی میگه...

آقاجون:می گن جنگ شده!

ما:شما از کجا می دونید...

آقاجون:از رادیو شنیدم!

.

.

.

نتیجه:

همیشه این تکنولوژی است که به جای انسان سخن می گوید...

 

 

نکته انحرافی:

این بار انسان به جای تکنولوژی سخن گفت...

+ نوشته شده در 87/07/14ساعت 15:57 توسط ترمز |

ای تو که خود را روشنفکر معرفی می کنی...

بدان کسی روشنفکر است که در تاریک ترین جای دنیا فکرش را روشن کرده...

نه تو که در روشن ترین جای دنیا هم فکرت یکی بود یکی نبود کار می کند...

+ نوشته شده در 87/07/11ساعت 18:16 توسط ترمز |

اگر کسی دستش از عقلش کوتاه باشد...

یعنی دستش از دنیا کوتاه است...

+ نوشته شده در 87/07/11ساعت 18:13 توسط ترمز |

خیلی وقته که مخم روی تختش خوابیده...

.

.

.

بالاخره از روی تختش بلند شد...

سرش گیج رفت...

منم توی کاسه ی توالت بالا آوردمش...

آخیش...

احساس سبکی می کنم...

+ نوشته شده در 87/07/11ساعت 17:4 توسط ترمز |

هر کسی تو زندگیش سوار وسیله ای می شه...

من دیروز سوار اتوبوس زندگیم شدم...

خیلی خوب بود...

روی تابلوی ایستگاه اتوبوس نوشته بود...

مبدأ:بد بختی،بی چارگی،غم

مقصد:خوشبختی،عشق و حال،زندگی خوب

.

.

.

بالاخره رسیدم به مقصد

پ.ن:عکس بلاگ کاره خودمه

 

+ نوشته شده در 87/07/09ساعت 16:54 توسط ترمز |

چی کار می کنی؟!

زندگی می کنم!

+ نوشته شده در 87/07/08ساعت 23:33 توسط ترمز |