تبليغاتX
Secret Window
پایش را محکم بر زمین می کوبد...

باز هم این کار را می کند...

چندین بار دیگر این کار را تکرار می کند...

.

.

.

او فقط می خواهد قاطع بودنش را ثابت کند...

.

.

.

باز هم اشتباه همیشگی...

او فقط دندان عقلش درد می کند...

+ نوشته شده در 87/11/27ساعت 1:8 توسط ترمز |

صدای جیغ...

مدتی سکوت...

باز هم صدای جیغ...

این است سیر تکاملی زندگی...

+ نوشته شده در 87/11/27ساعت 1:4 توسط ترمز |

بزرگترین بدبختی پسران در این است که...

بزرگی اشان را با کف شاش می سنجند...

+ نوشته شده در 87/11/27ساعت 1:3 توسط ترمز |

نوشته شده در کافه نادری - 3/11/87 magnify

دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند...


مگر اینکه شیفته هم باشند...



پ.ن:حتی اگر شیفته ی هم باشند هم شاید هیچ وقت به هم نرسند
+ نوشته شده در 87/11/05ساعت 13:27 توسط ترمز |

باز هم شب زنده داری تا سحر...


و باخت زیبای ما در مقابل خنده همگان...

این زندگی شادمانه ای است که همه از آن سخن می گویند...

برگرد و بیننده زندگی شادمانه ای باش که سالها در انتظار آن بودی...

برگرد...

+ نوشته شده در 87/10/21ساعت 11:47 توسط ترمز |



خاکه سیگار سفید است به عرش می رود...

جاذبه سیاه زمین مگس را به پائین می کشاند...

.

.

.

سفید باشید تا به عرش روید...

+ نوشته شده در 87/10/09ساعت 9:54 توسط ترمز |

نوشته شده در آتلیه دفتر - 2/10/87
 
 
 
دوست ندارم های من بر گرفته از یک رویای شیرین است...

و چون رویا دست نیافتنی است...

 
+ نوشته شده در 87/10/02ساعت 15:3 توسط ترمز |



در ایستگاه...

پلاستیکی روی ریل می رقصید...

تو به ایستگاه وارد شدی...

ولی ما با هم ، هم مسیر نبودیم...

در ایستگاه بعد با هم ، هم مسیر شدیم...

حال ما با همیم...

ولی پلاستیک همچنان تنها می رقصد...




نوشته شده  21/9/87
+ نوشته شده در 87/09/22ساعت 20:32 توسط ترمز |

من خط تقارنم...

خط تقارن من و من...

خط تقارنی که هیچ گاه وسط نبوده...

آری همیشه من بیشتر از من بوده...



پ.ن:تقدیم به خودم
+ نوشته شده در 87/09/12ساعت 0:15 توسط ترمز |

دوستم ندارم بزرگ شم...

بزرگ شی نمی تونی عر بزنی...

البته خر های بزرک هم می تونن عر بزنن...

ولی آدم های بزرک هیچ وقت عر نمی زنن...




پ.ن:همه اش توهمه
+ نوشته شده در 87/09/12ساعت 0:6 توسط ترمز |